به گزارش خبرگزاری فارس از یزد، در جلسه شورای شهر یزد که دقایقی پیش به پایان رسید، اعضای شورای شهر، محمدرضا عظیمی‌زاده را به عنوان شهردار یزد معرفی کردند.   در این جلسه، ۱۰ نفر از ۱۳ عضو شورای شهر یزد به محمدرضا عظیمی‌زاده رای دادند، یک نفر از اعضا غایب بود و دو نفر دیگر نیز به شهرداری سالاری رای دادند.   با این حساب محمدرضا عظیمی‌زاده با ۱۰ رای بار دیگر سکان شهرداری یزد را به دست گرفت.   به گزارش فارس، پس از آنکه اعضای شورای چهارم شهر یزد کار خود را به طور رسمی آغاز کردند، محمدرضا عظیمی‌زاده که شهردار منتخب شورای سوم بود را در سمت خود ابقا کردند تا در فرصتی مناسب و پس از بررسی برنامه گزینه‌های مختلف، شهردار یزد را انتخاب کنند.   در این میان ۹ نفر به شورای شهر برنامه ارائه داده و خود را کاندیدای شورای شهر کرده بودند که شورای شهر دو هفته پیش، غلامعلی مدیح که هم‌اکنون شهرداری بیرجند را بر عهده دارد را از بین آنها انتخاب کرد.   اما غلامعلی مدیح هنوز نیامده از این سمت استعفا کرد و شورا، محمدرضا پیرنیا را به عنوان سرپرست شهرداری معرفی کرد تا دوباره به بررسی گزینه‌های پیشنهادی بپردازد.   امروز با برگزاری جلسه شورای شهر، بالاخره محمدرضا عظیمی‌زاده، شهردار یزد شد.

 

مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری یزد از راه‌اندازی نخستین آب‌نمای موزیکال استان یزد در پارک کوهستان خبر داد.

علی صفدرپور اظهار داشت: این مجموعه که به صورت آزمایشی راه‌اندازی شده با هزینه‌ای بالغ بر 2 میلیارد ریال و در مساحت 2هزار مترمربع اجرا شده است.

وی بیان کرد: از قابلیت‌های این آب‌نما، رقص آب و نور به صورت زنده، متناسب با سخنرانی و پخش موسیقی زنده است.

صفدرپور ادامه داد: این آب‌نما شامل مجموعه‌ای از فواره‌های خطی، دایره‌ای، بال، پرتاب قوسی، نازل‌های چرخان، جت و رقص خطی بوده و نورپردازی به آن جلوه خاصی می‌بخشد.

وی عنوان کرد: این آب‌نما قابلیت برنامه ریزی به صورت موزیکال و هارمونیک را داراست که می‌توان بنا به مناسبت‌های مختلف از این برنامه‌ها استفاده کرد.

مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری یزد بیان کرد: راه‌اندازی رسمی این آب‌نما طی هفته جاری و با برگزاری مراسمی با حضور مسئولان و شهروندان یزد انجام خواهد شد.

 

شانزدهمین جلسه شورای اسلامی شهر میبد روز یکشنبه مورخ 28/7/92 تشکیل و موارد ذیل مورد بررسی و تصمیم قرار گرفت:

موضوع افزایش درآمدی شهرداری به مبلغ 000/000/000/25 ریال در شش ماه نخست سال جاری وهزینه‌کرد طبق نظر شهرداری در شش ماهه دوم سال به تصویب رسید.

در ادامه نیز با شروع عملیات خاکبرداری و احداث خیابان حد فاصل میدان هلال احمر و میدان دفاع مقدس و واگذاری آن به پیمانکار جهت اجرا تا پایان سال موافقت شد.

یکی از مصوبات جلسه شانزدهم، راه‌اندازی سامانه پیام کوتاه و بهره‌گیری از صندوق پستی اختصاصی ویژه شورای اسلامی شهر جهت ارتباط مستقیم همشهریان همراه با سهولت بیشتر با شورا می‌باشد.

موضوع تأسیس باشگاه فرهنگی ورزشی شهرداری به تصویب شورای اسلامی شهر رسید و برای تأییدیه نهایی به فرمانداری ارجاع داده شد.

طرح موضوع تمدید مهلت فعالیت سازمان بهسازی و نوسازی شهر میبد یکی دیگر از موضوعات مهم این جلسه بود که ادامه فعالیت این سازمان برای مدت نامحدود با هدف تحقق حفظ، حراست و مرمت بناهای با ارزش تاریخی و پژوهش و بررسی در خصوص شناخت دیگر بافت‌های تاریخی در محله‌های قدیمی شهر و ارائه طرح‌های مناسب، به تصویب رسید.

همچنین در این جلسه با دعوت از آقای کارگر مسئول کتابخانه‌های عمومی شهرستان پیرامون بحث تحویل کتابخانه سابق مرکزی به شهرداری جهت اجرای پروژه‌های آتی در محدوده پارک فلسطین تبادل نظر صورت گرفت.

پانزدهمین جلسه شورای اسلامی شهر میبد روز شنبه مورخ 20/7/92 با حضور کلیه اعضاء تشکیل و موارد ذیل مورد بررسی و تصمیم قرار گرفت:

در ابتدا با موضوع تملک ششدانگ پلاک ثبتی در حاشیه خیابان شهید مبینی موافقت به عمل آمد.

مهمترین موضوع این جلسه، تملک زمین ساختمان مرکزی آتش‌نشانی واقع در خیابان امام خمینی(ره) به مساحت 393 مترمربع بود و مقرر گردید در خصوص پلاک فوق، مبلغ کارشناسی شده به همراه تخصیص خدمات بر روی پلاک ثبتی باقیمانده به مالکین ارائه گردد.

پیگیری امور مربوط به فاز 2 مجتمع اداری شهرستان و نیز بهره‌برداری از ساختمان جدید راهنمایی رانندگی به آقای مهندس احمدیان به عنوان کارشناس و نماینده شهرداری واگذار گردید.

همچنین در پایان، حجت الاسلام شیخ حسین ملااحمدی به عنوان عضو فرهنگی شورای اسلامی شهر در امور مربوط به خانواده و خادم در حوزه ازدواج به فرمانداری معرفی گردید.

در چهاردهمین جلسه شورای اسلامی شهر میبد موضوع معرفی نماینده شورای اسلامی شهر جهت عضویت در شورای اسلامی شهرستان مطرح گردید و با رأی اکثریت اعضاء، جناب آقای عزیزالله داورپور برای این امر انتخاب و معرفی گردید.

 

نارین نیوز» همیشه تو مراسم ها و روزهای خاص سال، تو لحظاتی که بیش از همیشه دلمون شکسته و حس می کنیم نزدیکتر از همیشه به خدا هستیم، یکی از آروزهای همه ما (درکنار صدها آرزو و خواسته مادی و معنوی) زیارت خانه خودشه.آروزیی که اکثر ما باید سالهای سال در انتظارش باشیم.

اما بالای کعبه رفتن شاید اونقدر محال به نظر برسه که حتی هیچکس آرزوی اون رو هم نمی کنه؛ اتفاقی که تا به امروز یک بار و اون هم فقط برای یک ایرانی افتاده.

حجت الاسلام ملااحمدی سالها پیش تونست به عنوان اولین ایرانی (و شاید به عنوان اولین غیر عربستانی) بر بالای بام کعبه دو رکعت نماز مستحبی بخونه و برای خودش، امام زمان(عج) وهمه ما دعا کنه.

برای ثبت این واقعه بی نظیر به سراغ خودشون رفتیم و ماجرا رو از زبان خودشون شنیدیم:

"دوم شهریور ۱۳۷۳ با فیش مکه مرحوم پدرم، همراه با مرحومه مادرم و با کاروان جناب آقای حسینی نسب ده آبادی عازم عمره مفرده شدیم؛ سفر ما در تاریخ ۱۷ شهریور به پایان رسید(جمادی الاخر).

در آن سال و همزمان با حضور کاروان ما در مکه مکرمه، خادمین کعبه در حال تعمیر قسمت بیرونی دیوار کعبه بودند و برای این کار به جز دیواری که درب خانه خدا در پائین آن قرار دارد، سه طرف دیگر را با داربست فلزی و پوش و تخته های بزرگ (و در فاصله ۲ متری از خانه خد) پوشانده بودند و درست در جهت مخالف درب اصلی خانه خدا یک در کوچیک برای کارگران درست کرده بودند تا آنها از طریق آن به داخل آن محوطه برای تعمیر بروند.

حجت-الاسلام-ملااحمدییک روز که مثل روزهای دیگر درحال طواف خانه خدا بودم وقتی به این درب رسیدم ناگهان چشمم به یکی از خادمین افتاد که در حال داخل شدن به این قسمت بود، سریع جلو رفتم و انگشتری که در جیبم بود را به او به عنوان هدیه دادم، اما انگشتر در دستش کوچیک بود و گفت: (اکبر بهذا) بزرگتر از این می خواهم. اما بنده انگشتر دیگری نداشتم پس گفتم (غدا…غدا) فردا ..فردا، و بلافاصله از موقعیت استفاده کرده و از او پرسیدم(یا اخی من فضلک انا ارید اصعد علی السطح بیت الله الحرام، یمکن؟؟) برادر من از لطف جنابعالی می خوام به بالای خانه خدا برم امکان داره؟ او هم وقتی آن برخورد اول بنده رو دید با کمی تامل درجواب گفت(غدا…صباح) فردا صبح زود.

آن روز به هتل بازگشتم و باز شب طبق برنامه ای که هرشب داشتم چند نفر از همسفران را برای طواف به مسجد الحرام بردم و تا اذان صبح در کنار خانه خدا بودیم.

بعد از نماز صبح به هتل بازگشتیم و دوباره بعد از استراحت نزدیک ساعت ۱۱ ظهر به طرف مسجدالحرام حرکت کردم؛ قبل از حرکت به سمت مسجدالحرام پیش مرحومه مادرم رفتم و به ایشان گفتم: "مادر جان امروز به نیت بالای بام کعبه رفتن به مسجدالحرام می روم شما هم برام دعا کن."

ظهر و در هنگام طواف از لطف خدا و دعای خیر مرحومه مادرم درست زمانی که به درب ورودی کارگران و خادمین به محوطه دور کعبه رسیدم، دیدم یک زن ایرانی برای حاجت گرفتن خیلی خیلی محکم در حال مشت زدن به همان در می باشد (درب کوچیک مخصوص کارگران درست در مکان مستجار یعنی جایی که دعا مستجاب می شود قرار داشت) همین که بنده به نزدیک آن در رسیدم خادمین در را باز کرده و آن زن هم رفت. خادمین فکر کردند که بنده در زده ام(آن روز با لباس روحانیت به طواف رفته بودم) به همین دلیل من هم به سرعت داخل محوطه شدم و بی درنگ و با رویی خوش به تشویق آنها پرداخته و گفتم خدمت به خانه خدا لیاقتی می خواهد که بدون شک شامل حال هر کسی نخواهد شد.

در همین حین نگاهم به دو نفر از سرپرستان خادمین که روی چهارپایه ای نشسته بودند افتاد. نزدیک آنها شده و ۲ انگشتر را به آنها دادم. آنها انگشترها را به دست کرده و سوال کردند(کم؟) چند؟ من هم گفتم:(هذا هدیه)هدیه می باشد، وقتی خوب نمک گیر شدند از موقعیت استفاده کرده واز سرپرستشان پرسیدم: (یا اخی من فضلک انا ارید اصعد علی السطح بیت الله الحرام ولو لحظه واحده، اجرکم علی الله،اشکرکم کثیرا) برادر من از لطف جنابعالی می خوام به بالای خانه خدا برم هر چند یک لحظه باشه اجرتون با خدا بسیار متشکرم.

آنها نگاهی به همدیگر کردند و با اشاره به کارگری که نزدیک آسانسور بود از او خواستند که بنده را به بالاببرد. آسانسور تا بالای بام کعبه نمی رفت و تقریبا در ارتفاع ۱۱ یا ۱۲ متری جایی که تخته هایی گذاشته بودند که می شد از روی آن به ۳طرف کعبه رفت، ایستاد.(ارتفاع دقیق کعبه ۱۴متر و ۸۵ سانت می باشد) در این لحظه کارگر اشاره ای به کعبه کرد و گفت:هذا .. و بنده چون قانع نبودم و هدفم رفتن به بالای بام کعبه بود گفتم: این که دیوار کعبه هست و بالا یا پائین فرقی نمی کند. در همین حال سرپرستشان از پائین وقتی دید بنده قانع نشده ام اشاره کرد که لباس روحانیتم را بیرون بیاورم(دوربین هایی بودند که شبانه روز از کعبه فیلم می گرفتند و مطمئنا لباس روحانیت بنده برای آنها هم مشکل ایجاد می کرد) پس همان لحظه و بدون فوت وقت به روی تخته ها رفته و لباسم را بیرون آورده و به آن کارگر دادم (البته قبا را ندادم و گفتم برای تبرک به بالا می برم)

آسانسور نزدیک همان قسمتی بود که حجرالاسود قرار داشت و من برای بالا رفتن باید از نردبان استفاده می کردم که نردبان هم درست در جهت مخالف یعنی همان قسمتی از کعبه که شکافته شده است قرار داشت.از روی تخته ها به طرف نربان رفتیم و وقتی به آن رسیدیم کارگر با اشاره به نردبان گفت(اصعد) برو بالا.. به روی بام خانه خدا رفتم (دیوار بام حدود۸۰سانت بود) در همان قسمت (رکن یمانی، مستجار و همانجایی که دیوار شکافته شد و مادر حضرت علی(ع) وارد کعبه شد) ایستادم و به طرف درب خانه خدا ۲رکعت نماز مستحبی خواندم (آیت الله میلانی(ره) می فرمایند: برای خواندن نماز بالای کعبه در گوشه ای استاده و به طرف مقابل نماز بخوانید تا حداقل هوا(فضای) عمودی بالای کعبه پیش روی شما باشد) در آن لحظات تکرار نشدنی، بی نظیر و معنوی برای همه از جمله سلامتی امام زمان(عج)،خانواده، دوستان و همشهریان دعا کردم. در حال دعا بودم که صدای سرپرست خادمین را شنیدم که از همان پائین می گفت: (سرعه …سرعه) عجله کن .. عجله کن. پس دعا را تمام کرده و به طرف پائین رفتم.

بعد از تشکر وقتی خواستم خارج شوم چون شرطه ها بیرون ایستاده بودند، خادمین نگذاشتند که عمامه و عبا را با خود بیرون ببرم و وقتی از آن محوطه خارج شدم یکی از کارگران از پشت سر آمد و بین جمعیت طوری که کسی متوجه نشد و بدون اینکه با هم حرفی بزنیم لباس هایم را که داخل کیسه ای بود را به من داد و رفت و به همین راحتی ماجرا تمام شد.

نکته مهمی که واقعا برایم عجیب بود اینکه چند ثانیه بعد از آنکه از آنجا دور شدم و به مقام ابراهیم که رسیدم ناگهان دست و پایم شروع به لرزیدن کرده و ترس تمام وجودم را در برگرفت. برایم عجیب بود که چرا در همه آن لحظاتی کمترین دلهره ای نداشتم و در آرامش کامل به بالای کعبه رفته و نماز و دعا را در بهترین حالت و بدون اینکه به کوچکترین چیزی فکر کنم انجام دادم، ولی درست موقعی که همه چیز تمام شده بود تمام بدنم شروع به لرزیدن کرده بود.

منبع: اندیشه ماندگار

 

مردمانی که به شهدای خود افتخار میکنند
از شهری بدون فساد تا خیابانی با 400 شهید

 

شما در این شهر پدیده دزدی، اعتیاد، بد حجابی و... را نمی بینید / دانشگاه خوب است اما این دانشجویان غیر بومی بر روی فرهنگ مردم اثر می گذارند/ تعداد زیاد شعب بانک های خصوصی و دولتی که نشانگر وضعیت خوب معیشتی و درآمدی مردم است / این البته برخلاف روند برخی کلان شهرها است که متاسفانه با عناوینی چون زیبا سازی و غیره اقدام به حذف نام و تصاویر شهدا از سطح شهر نموده اند

  

برای مردمشهری زیبا با مردمانی مومن و انقلابی که توانسته اند در این هجمه مدرن به فرهنگ ایرانی و اسلامی، اصالت و هویت خود را تا حدود زیادی حفظ نمایند؛ شهری که تنها افتخار مردمش تاریخ کهن نیست، آنها خود نیز افتخارات زیادی را درتاریخ برای آیندگانشان ثبت کرده اند.

 

در انقلاب، از شهرهای پیشگام مبارزه با رژیم ظالم طاغوت بود و در دوران دفاع مقدس نیز جوانمردانه لیاقت خود را اثبات نموده اند. پس از جنگ نیز در عرصه علم و اقتصاد افتخار آفرین شده اند و از این رو شهر کوچکشان توانسته به قطب صنعتی مرکز کشور و قطب کاشی و سرامیک ایرن تبدیل شود.

 
مرتضی که چندماهی است در میبد زندگی می کند می گوید "من در شهرهای زیادی زندگی کرده‌ام و میتوانم بگویم که در مقایسه با بسیاری از شهرها، میبد یک شهر پاک و زلال است. اینجا اگر سویچ را روی ماشین بگذاری و بروی دنبال خرید، بعد که می آیی مطمئنی که ماشینت هست! خدا را شکر دزدی و اعتیاد در این شهر آنقدر کم است که می شود بگویی اصلا نیست. شاید یکی از دلایلش این باشد که جوان بیکار در میبد پیدا نمی کنید، اکثرا درکارخانجات و شرکت های مختلف مشغول کار هستند"
 

روح الله که از میبدی های اصیل به شمار میرود معتقد است که روحیه بالای مذهبی و حفظ اصالت فرهنگی از عوامل مهمی است که میبد را به یک شهر نمونه تبدیل کرده است، او می گوید "بخاطر آب و هوای کویری، مهاجرت کمی به میبد می شود و به همین خاطر هویت اصیل و یک دست جامعه حفظ شده است، به نظرم هرجا که اصیل بماند، جرم در آن بسیار کمتر میشود. نه اینکه مهاجران مجرم باشند، نه! اختلاط فرهنگی خودش زمینه ساز بروز جرم می شود، برای نمونه شما به تهران نگاه کنید!"

البته روح الله پدیده ای به نام دانشجویان غیر بومی را برای میبد خطرناک تلقی میکند و میگوید "دانشگاه خوب است اما این دانشجویان غیر بومی بر روی فرهنگ مردم اثر می گذارند، تعداد زیادی دختر یا پسر از شهرهای دیگر با فرهنگ های مختلف به مدت 4 سال تنها و دور از خانواده اینجا می مانند و نمی دانم چرا بجای اینکه از پاکی مردم اثر بگیرند، تلاش میکنند که شهر را تغییر دهند. از وقتی دانشگاه آزاد میبد فعال شده، نگرانی خانواده ها و البته اتفاقات ناخوشایند در سطح شهر نیز افزایش پیدا کرده است."

محمدرضا از معلمان میبدی، فعالیت خوب کانون های فرهنگی و بسیج را عامل حفظ سلامت شهر عنوان میکند و معتقد است "میبدی ها به فعالیت فرهنگی اهمیت بسیاری می دهند، مراسمات مذهبی مانند اعیاد و عزاداری ها، جلسات سخنرانی در طول سال، فعایت کانونهای فرهنگی در سطح مدارس و اطلاع رسانی به موقع درباره فرهنگ مهاجم از دلایل اصلی پاک بودن شهر است، برای همین است که شما در میبد پدیده دزدی، اعتیاد، بد حجابی و... را نمی بینید"

طبق آنچه معروف است قدمت شهر میبد به عهد ساسانیان بازمی گردد که یکی از سرداران رشید یزدگرد به نام "میبدار" آن را بنا نهاده و آثار تاریخی این شهر نیز گواهی بر قدمت چند هزار ساله ی این شهر کوچک است.

 
اما امروزه در میبد علاوه بر آثار تاریخی زیبا، دو چیز بیش از همه جلب توجه میکند؛ تعداد زیاد شعب بانک های خصوصی و دولتی که نشانگر وضعیت خوب معیشتی و درآمدی مردم است و دیگری نشانه ها و علایم مذهبی و انقلابی.
 

به گزارش برای مردم، یکی از عوامل مهم مصون ماندن جوانان میبدی از مفاسد و جرایم آن است که نقش شهدا و خانواده شهدا در تمام شهر کاملا محسوس است و تجربه نشان داده که در هر جامعه ای که یاد شهدا زنده بوده، آن جامعه توانسته پاکی و اصالت خود را حفظ کند.

برای نمونه یکی از خیابان‌ها اصلی میبد با یک نگاه هنری، به تصویر بیش از 400 شهید دفاع مقدس مزین شده که می تواند الگویی برای شهرهای دیگر باشد و این البته برخلاف روند برخی کلان شهرها است که متاسفانه با عناوینی چون زیبا سازی و غیره اقدام به حذف نام و تصاویر شهدا از سطح شهر نموده اند.
 

 
هادی از طلاب علوم دینی است و این موضوع را اینگونه بیان میکند "درتاریخ اسلام که نگاه کنیم میبینیم هیچ زمانی از نظر اخلاقی فاسدتر از زمان امام سجاد (علیه السلام) نبوده. مجالس رقص و زنا و مشروبات و موسیقی و لهو و لعب به قدری زیاد است که حتی علمای شهر را نیز درگیر خود کرده و ابایی از حضور در این جلسات و انجام فحشا ندارند. اگر تعداد خواننده ها و رقاصه ها و فواحش را در مقایسه با جمعیت آن زمان مدینه و یا مکه ببینید خواهیم دید که وضعیت بسیار اسف‌ناک تر از امروز کلان‌شهرهای ایران است.
 

امام سجاد عزیزمان برای اصلاح این جامعه دست به کار فرهنگی زدند، امام دو کار اصلی را به صورت همزمان پیش بردند، یکی یاد و خاطره شهدا که هر هفته ایشان مراسم سوگ حضرت اباعبدالله (علیه السلام) را برگذار میکردند و آرام آرام مردم را به این جلسات جذب نمودند و دیگری برگزاری مراسم دعا و مناجات که برخی از آن در صحیفه سجادیه جمع آوری شده و شما لطافت را در آن -نسبت به ادعیه دیگر معصومین- بیشتر مشاهده میکنید.

امام به درستی ریشه فساد اجتماعی را مورد هدف قرار داده بودند، تبلور احساسات لطیف جوانی و عدم پاسخگویی مناسب از سوی قشر به ظاهر مذهبی به این جوشش احساسات؛ به همین خاطر امام (علیه السلام) در تمامی برنامه های خود به موضوع برانگیختن احساسات و پاسخ به نیازهای روحی توجه ویژه میکردند و توانستند در کمتر از 3 دهه شهر فاسد مدینه را به شهری تبدیل کنند که قطب علم و فقه و دیانت آن زمان باشد"

در شهرهایی مانند میبد نیز تعدد جلسات دعا و مناجات و زنده بودن یاد و نام شهدا کاملا محسوس است، شهرداری میبد نیز در گذشته تلاش داشته تا آثار و علائم هویتی شهر را حفظ و پررنگ نماید، که بلوار شهید مدرس یک نمونه از آن بشمار می رود.

 
رهبر عزیز انقلاب چرایی پرداختن به یاد شهدا را اینگونه بیان می‌فرمایند " ما باید آن احساس افتخارى را كه نام شهيد و یاد شهيد به ما ميدهد، حفظ كنيم. همچنانيكه به دلاورى مردان بزرگ صدر اسلام افتخار ميكنيم، به دلاورى اين مردانِ بزرگ دوران خودمان افتخار كنيم. دشمن اين را نميخواهد. دشمن ميخواهد یاد شهيدان فراموش شود. دشمن ميخواهد خاطره‌ى اين مجاهدت‌ها و بزرگ‌مردى‌ها در حافظه‌ى اين ملت نماند. درست نقطه‌ى مقابل اين، همه بايد حركت كنند. یاد شهيدان را برجسته كنيد، زنده كنيد"

محمدرضا این خیابان را هویت میبد می داند و می گوید "در میبد آثار تاریخی زیادی هست، اما هیچ کدام به اندازه این خیابان هویت انقلابی و فرهنگ مردم میبد را نشان نمی دهد، بعضی وقت ها به دانش آموزانم توصیه میکنم که در این خیابان قدم بزنند. احساس افتخار، احساس عزت و احساس وظیفه را در انسان ایجاد میکند که موجب میشود آدم خودش را ارزان نفروشد"

 

مببع: سايت براي مردم

به نقل از روابط عمومی سازمان رفاهی تفریحی شهرداری یزد در راستای پیشینه تاریخی شهر یزد و با توجه به فرهنگسازی در زمینه استفاده از دوچرخه، یک عدد المان دوچرخه در محل میدان آزادی، ابتدای خیابان فرخی نصب شد.

طراحی، ساخت و نصب این المان که معرف یزد شهر دوچرخه هاست از سوی سازمان رفاهی تفریحی شهرداری به انجام رسیده است.

المان مذکور از جنس فلز می باشد و حدود ۲۰۰ کیلوگرم وزن، سه متر طول و دو متر ارتفاع دارد.

گفتنی است در راستای زیباسازی منظر شهری المان های دیگری مانند فرفره های رنگی، ترمه، مجموعه شکرستان، درب چوبی، بسم ا… و… در حال ساخت می باشد که در آینده ای نزدیک در محل های مختلف شهر نصب می شود.

سیزدهمین جلسه شورای اسلامی شهر میبد به صورت فوق‌العاده با دعوت رئیس شورای اسلامی شهر میبد ساعت 16 روز چهارشنبه مورخ 17/7/92 با تلاوت آیاتی چند از کلام‌ا... مجید و با حضور اکثریت اعضاء تشکیل شد و موارد ذیل مورد بررسی و تصمیم قرار گرفت:

در ابتدای این جلسه در رابطه با برخی از موضوعات رفاهی کارکنان شهرداری تصمیماتی اتخاذ گردید و در ادامه نیز با موضوع آزادسازی بخشی از پلاک ثبتی واقع در مسیر خیابان 22 بهمن مورد موافقت قرار گرفت.

همچنین این جلسه 2 مصوبه فرهنگی در خصوص مساعدت و تأمین بخشی از هزینه برگزاری مراسم یادواره شهدا و جشن عید قربان تا عید غدیر دانشکده علوم قرآنی میبد و نیز مساعدت به هیئت ابوالفضلی(ع)  فیروزآباد جهت ساخت دروازه و مرمت حسینیه بزرگ این محله داشت.

همچنین در پایان این جلسه مقرر گردید شورای اسلامی شهر میبد جهت برگزاری بهتر دومین دوره المپیاد ورزشی دارالعباده در شهرستان میبد همکاری نماید.

دوازدهمین جلسه شورای اسلامی شهر میبد روز یکشنبه مورخ 14/7/92 با تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید و با حضور کلیه اعضاء تشکیل شد و موارد ذیل مورد بررسی و تصمیم قرار گرفت:

به منظور تسریع در عملیات آسفالت معابر سطح شهر، موضوع خرید یک دستگاه غلطک ویبره (فلزی) و یک دستگاه غلطک اتو آسفالت (لاستیکی) مورد موافقت قرار گرفت.

در ادامه نیز در خصوص نحوه ادامه فعالیت ایستگاه شماره 3 آتش‌نشانی میبد و کارکنان آن تصمیم‌گیری شد.